امروز صبح وقتی بیدار شدم چشامو باز کردم و سرمو تکون دادم انگار همه چی دور سرم میچرخید ترسیدم چشمامو بستم بازم چرخشو حس میکردم سعی کردم بی حرکت بمونم تا آروم بگیرم چرخش واستاد چشامو باز کردم رفتم سمت دستگاه فشار خون فشارم نرمال بود از هوش مصنوعی پرسیدم ظاهرا علتش تداخل دارویی بود. سابقه ی سرگیجه زیاد داشتم ولی تا حالا این مدلشو تجربه نکرده بودم.

پیام رسانمو باز کردم تا پیامامو چک کنم دوباره جرخش نگاهم شروع شد نوشته ها میچرخیدن نتونستم پیامو بخونم. باز چشامو بستم و بی حرکت موندم. چرخش واستاد و پیاما رو خوندم.

امروز از رو کاناپه که خوابم برده بود جز برای گرفتن فشار خون بلند نشدم جوری خوابم میومد که انگار چند روز بود نخوابیده بودم بعد از چند ساعت خوابیدن بلند شدمو صبحانه ی مفصل خوردم و دوباره رو کاناپه از شدت خواب انگار بیهوش شدم تا عصر.....

پی نوشت: یاد حرف حاج بابا افتادم میگفت جوونا با یه کسالت وحشت نمیکنن چون به جوونیشون اعتماد دارن ولی پیرا با کوچکترین کسالت زود میترسن چون به آخر عمرشون نزدیکن!